مصطفى الصاوي الجويني ( مترجم : موسى دانش ، حبيب روحانى )

18

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى )

را دنبال كنيم و نبايد با ديد تقدس و عاطفى بدان بنگريم ، بلكه بايد آن را آگاهانه دريابيم و بفهميم . برحسب همين احساس ژرف و دريافت شخصى بود كه من به منابع دست اول پژوهشهاى اسلامى رجوع كردم تا از اين منابع به دست آورم كه پيشينيان ما چگونه در فهم متن قرآن كوشيدند و چگونه آن را آموختند ؟ نخست به صورت گذرا به كاوش دربارهء محمد صلّى اللّه عليه و إله امين وحى الهى و ياران برگزيده‌اش پرداختم تا ببينم آنان چگونه ميان قرائت و فهم قرآن رابطه برقرار كردند و چگونه با تمام وجدان خويش متن قرآن را درك كردند و با تمام انديشهء خويش آن را فهميدند و با عمل كرد خويش در زندگى ، آموزه‌هايش را ترجمه كردند ؟ آنگاه دوران پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سپرى مىشود و پس از آن ، نسل ديگرى مىآيد كه جوانى از خويشاوندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به نام عبد اللّه بن عباس اين نسل را نمايندگى مىكند . او به خوبى درمىيابد مردم زمانش به يك برنامهء تفسيرى نياز دارند كه بايد نشانه‌هاى آن روشن و پايه‌هايش ، بنا شود . لذا به درخت تنومندى كه علم تفسير در سايهء آن پديد آمد ، روى آورد و آن ، درخت حديث بود . حديث در آن زمان تمامى ميوه‌هاى درخت دانش اسلامى را دربر مىگرفت . ابن عباس بينش و آگاهى را كه براى مفسر لازم است نمايش داد و حدودى را كه نبايد مفسر از آن فراتر رود ترسيم كرد و راههايى را كه ممكن است مفسر در تفسيرش در آنها قدم گذارد ، به او نشان داد . به رغم آن‌كه ابن عباس شخصيت بزرگى در علم تفسير به حساب مىآيد ، نسبتهايى به او مىدهند كه دامن وى از آنها پاك است و ما بر خود لازم مىدانيم كه وقتى شيوهء تفسيرى او را بررسى مىكنيم از وارد شدن در اين امور بپرهيزيم . كسى كه به تحقيق در شيوه تفسيرى ابن عباس مىپردازد بىشك به اين نتيجه مىرسد كه او در عرصهء پژوهش اسلامى داراى مقامى والاست ، زيرا وى ميراث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و يارانش را به خوبى فراگرفت و در محدودهء همين ميراث به تفسير متن قرآن پرداخت ، و با توجه به نبوغ ذاتى كه داشت ، به منظور تكميل شيوهء تفسيرى خود ، از